بررسی کاربردی آئین نامه حق الوکاله

نوشته شده در وکالت و قضاوت

 

 

با بررسی هائی که در واحد بازبینی و بررسی پرونده های دادگاه تجدید نظر استان فارس در زمان اشتغال بکارم در این واحد دادگاه تجدیدنظر استان فارس انجام دادم ملاحظه شد علاوه بر اینکه اغلب حوزه های قضایی در خصوص نحوه محاسبه تمبر مالیاتی وکلا دچار مشکل می باشند وکلاء ومشاوران حقوقی موضوع ماده 187 نیز نمی توانند تمبر مالیاتی را به درستی محاسبه نمایند که با توجه به ضرورت موضوع مقاله پیش رو را  جهت افزایش اطلاعات تهیه و تقدیم می دارم:

مطابق ماده 3 آیین نامه تعرفه حق الوکاله وکلای دادگستری:

الف-در صورتی که حکم دادگاه بدوی از حیث بهای خواسته قطعی است حداقل حق الوکاله 000/150 ریال به اضافه 10 درصد بهای خواسته و حداکثر با مبلغ 000/300 ریال محاسبه می شود.

ب-در مواردی که حکم دادگاه بدوی از حیث بهای خواسته قطعی نیست:

1-تا مبلغ صد میلیون ریال: حق الوکاله 6 درصد بهای خواسته و حداکثر تا میزان 000/000/6 ریال.

2-مازاد بر صد میلیون تا یک میلیارد ریال:حق الوکاله 4 درصد بهای خواسته و حداکثر تا میزان 000/000/42 ریال.

3-مازاد بر یک میلیارد تا 5 میلیارد ریال:3 درصد بهای خواسته و حداکثر تا 000/000/162 ریال.

4-مازاد بر 5 میلیارد ریال: حق الوکاله 2 درصد بهای خواسته و حداکثر تا مبلغ 000/000/200 ریال.

مطابق تبصره ماده 3 آیین نامه تعرفه سه عامل می تواند موجب افزایش حق الوکاله شود:درجه تحصیلی.سنوات خدمت و حوزه قضایی محل خدمت .اما در هیچ صورت میزان حق الوکاله از حداکثر مقرردر بندهای بالا بیشتر نمی شود. در بندهای 1،2و 3 تبصره ماده 3 چگونگی افزایش حق الوکاله با توجه به سه عامل مذکور توضیح داده شده است:به عنوان مثال:اگر خواسته دعوایی 80 میلیون ریال باشد حق الوکاله وکیلی که دارای مدرک تحصیلی دکترا و دارای 30 سال سابقه قضایی و شاغل در شیراز (مرکز استان)است به این طریق محاسبه می شود:10 درصد مبلغ پایه بابت مدرک تحصیلی دکترا.20 درصد مبلغ پایه بابت 30 سال سابقه قضایی. و 10 درصد بابت شاغل بودن در مرکز استان. مجموعا 40 درصد به مبلغ 000/800/4 ریال که 6 درصد بهای خواسته (80 میلیون ریال)است اضافه می شود. اما با توجه به اینکه در دعاوی مالی که بهای خواسته تا صد میلیون باشد حداکثر حق الوکاله 000/000/6 میلیون ریال است و چون با اضافه کردن 40 درصد به مبلغ 000/800/4 ریال (6 درصد بهای خواسته)از حداکثر حق الوکاله فراتر می رود به همین علت مبلغ حق الوکاله را به میزان 000/000/6 ریال در نظرمی گیریم.

2-دعاوی غیر مالی:

حداقل حق الوکاله در دعاوی غیرمالی 000/300 ریال و حداکثر آن 000/000/4 ریال است که وکلا باید در ستون حق الوکاله مبلغ دقیق را قید کنند و یا قرارداد حق الوکاله خود را پیوست نمایند.

اگر در ستون حق الوکاله مبلغ قید نشود و قرارداد نیز به پیوست ارایه نگردد و میزان حق الوکاله "طبق تعرفه" اعلام شود در این صورت حداقل  حق الوکاله (000/300 ریال)در نظر گرفته می شود و بر مبنای ان تمبر مالیاتی محاسبه می گردد.(با توجه به بند ب ماده 103 قانون مالیات های مستقیم ) در غیر این صورت مبلغ اعلام شده در وکالتنامه یا قرارداد ملاک محاسبه خواهد بود.

3-دعاوی خانوادگی:

در کلیه دعاوی خانوادگی اعم از دعاوی مالی خانوادگی (مطالبه مهریه . نفقه و...)یا دعاوی غیر مالی خانوادگی (طلاق.تمکین.حضانت و...)حداقل حق الوکاله 000/300 ریال و حداکثر 000/4000 ریال است که باید مبلغ دقیق اعلام یا قرارداد پیوست شود تا مبنای محاسبه قرار گیرد. در غیر این صورت مطابق بند ب ماده 103 قانون مالیات های مستقیم حداقل حق الوکاله (000/300 ریال)ملاک محاسبه تمبر مالیاتی خواهد بود.

4-دعاوی کیفری

الف- در دعاوی کیفری که مستلزم مجازات های شلاق.جزای نقدی. سرقت مشمول حد. قصاص عضو. دیه عضو و حبس کمتر از 10 سال هستند حداکثر حق الوکاله 000/5000 ریال است که باید مبلغ دقیق در وکالتنامه یا قرارداد پیوست اعلام شود تا مبنای محاسبه قرار گیرد. در آیین نامه تعرفه حداقل حق الوکاله در این گونه دعاوی ذکر نشده است. اما با توجه به این که درآیین نامه تعرفه دعاوی کیفری در ردیف دعاوی غیر مالی 000/300 ریال تعیین شده است. اگر مبلغ حق الوکاله به طور دقیق در وکالتنامه یا قرارداد اعلام نشود مطابق بند ب ماده 103 قانون مالیات های مستقیم بر مبنای حداقل حق الوکاله (000/300 ریال)تمبر مالیاتی اخذ می شود البته در اینخصوص متاسفانه  رویه هائی دیگری که برمبنای حداکثرحق الوکاله تمبر ابطال می نمایند هم  وجود دارد که باتوجه به بند ب ماده 103 قانون مالیاتهای مستقیم که بیان می دارد «»این رویه نادرست می باشد و باتوجه به اینکه هرگاه ماموری که مسئول اخذ مالی به نفع دولت است بیشتر از ماخذ قانونی وصول نماید مرتکب جرم شده است این عمل قضات و مدیران دفاتر به نظرتخلف و جرم می باشد.

ب- اگر برای جرم واحد چند  مجازات در قانون پیش بینی شده باشد یک حق الوکاله تعلق می گیرد و تمبر مالیاتی به شرح فوق محاسبه می شود.

ج- در صورتی که متهمی در یک پرونده چند جرم مرتکب شده باشد که هر یک از آنها مجازات جداگانه داشت باشد برای هر عنوان مجرمانه مبلغ 000/500 ریال و حداکثر تا سه عنوان که جمعا 1500000ریال می شود به حق الوکاله اضافه می گردد که در محاسبه تمبر مالیاتی در نظر گرفته می شود.

به عنوان مثال:اگر متهمی به جرم سرقت.ورود به عنف.ایراد ضرب عمدی و شرب خمر محاکمه شود حداکثر حق الوکاله 000/500/6 ریال خواهد بود .

د- در دعاوی کیفری مستلزم مجازات های قصاص نفس ،محاربه،حدود مستوجب قتل، دیه نفس. حبس 10 سال و بیشتر حداکثر حق الوکاله مبلغ 000/000/10 ریال می باشد.

اگر متهمی چند جرم مرتکب شده باشد که مشمول مجازات های قصاص نفس محاربه حدود مستوجب قتل دیه نفس حبس 10 سال یا بیشتر شوند برای هر عنوان مجرمانه 000/000/1 ریال و حداکثر تا سه عنوان مجرمانه به میزان 000/000/3 ریال به حق الوکاله اعلام شده اضافه می شود و اگر برخی از جرایم انتسابی مشمول مجازات های  بند الف بخش 4 شوند (شلاق جزای نقدی قصاص عضو دیه عضو حبس کمتر از 10 سال سرقت مشمول حد)برای هر یک از این عناوین مجرمانه مبلغ 000/500 ریال اضافه می شود. و در مجموع فقط سه عنوان اتهامی علاوه بر اتهام اول به حق الوکاله افزوده خواهد شد. در تمام موارد ضریب مدرک تحصیلی سال های خدمت و محل خدمت به شرح بندهای سه گانه تبصره ماده 3 آیین نامه تعرفه به حق الوکاله افزوده می شود اما در هیچ موردی مبلغ افزایش یافته نباید از حداکثر حق الوکاله( 5و 10 میلیون ریال) بیشتر شود.

5-در تمام موارد ذکر شده حق الوکاله طرح دعاوی ورود ثالث، جلب ثالث ،دعوای متقابل و اعتراض ثالث برابر حق الوکاله کامل همان مرحله از دادرسی است که ثالث در آن وارد یا جلب شده است اما حق الوکاله وکیلی که در مقابل دعوای ورود یا جلب ثالث یا تقابل یا اعتراض ثالث دفاع می کند نصف حق الوکاله ای است که برای دعوای اصلی در آن مرحله تعیین شده است.

6- در تمامی موارد ذکر شده 60 درصد حق الوکاله به مرحله بدوی و 40 درصد به مرحله تجدید نظر تعلق می گیرد.

7- حق الوکاله وکیلی که به وکالت از محکوم علیه نسبت به حکم غیابی و اخواهی می کند به میزان مقرر در بندهای قبلی است اما به وکیل خواهان که محکوم له واقع شده در مرحله واخواهی حق الوکاله ای تعلق نمی گیرد.

8- حق الوکاله وکیل در دادسرا اعم از عمومی نظامی انقلاب و دیوان عالی کشور مطابق بند ج ماده 4 آیین نامه تعرفه 50 درصد حق الوکاله مذکور در بندهای قبلی با توجه به ویژگی های آن دعواست.چنانچه وکیل دعوی را در دادگاه نیز تعقیب کند حق الوکاله وی به 60 درصد افزایش می یابد که برابر است با حق الوکاله مرحله بدوی.

9- حق الوکاله اعتراض به قرارهایی که مستقلا قابل تجدید نظر هستند نصف حق الوکاله آن مرحله است یعنی حق الوکاله اعتراض به قرار در دادگاه بدوی 30 درصد حق الوکاله و اعتراض به قرار در دادگاه تجدید نظر 20 درصد بهای خواسته در دعاوی مالی است و در دعاوی غیر مالی و خانوادگی 20 درصد حق الوکاله اعلام شده یا حداقل حداقل خق الوکاله طبق تعرفه.

10- چنانچه قرار در مرجع بالاتر نقض و حهب رسیدگی ماهوی اعاده شود حق الوکاله وکیلی که پس از آن اعلام وکالت می کند حسب مورد نصف حق الوکاله  قبل از نقض به شرح بندهای پیشین است.

11- اگر دعوایی در شورای حل اختلاف یا دادگاه به صلح منتهی شود و یا دعوایی در دادگاه به داوری ارجاع و منجر به رای داور گردد همچنین در کلیه دعاوی که در شورای حل اختلاف مورد رسیدگی قرار می گیرد حق الوکاله مطابق ماده 10 آیین نامه تعرفه به میزان حق الوکاله مرحله بدوی (60 درصد) می باشد.

12- در خصوص پرونده هایی که در شورای حل اختلاف رسیدگی می شوند 60 درصد حق الوکاله حسب ویژگی های دعوا به مرحله رسیدگی در شورا و 40 درصد حق الوکاله به مرحله تجدید نظر خواهی در دادگاه یا نزد قاضی شورا تعلق می گیرد.

13- میزان حق الوکاله در دیوان عالی کشور:در دعاوی مالی 20 درصد از کل حق الوکاله مطابق ماده 3 آیین نامه است و در دعاوی غیر مالی 40 درصد مبلغ اعلام شده به شرح بندهای پیشین است.

ابراهیم غلامزاده

کارآموز وکالت و دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

آخرین ارسالهای کاربران

  • reza.v
    دستاوردها
    reza.v کسب امتیاز بعنوان کاربر جدید.
    کاربر جدید
    برای ثبت نام در سایت از شما متشکریم .
  • جدال نخست وزیربریتانیا باپاپ رهبرواتیکان برسرآزادی

    نوشته شده در مجموعه بدون گروه در 20th Jan, 2015

    بنام خدا گرچه حمایت رهبر کلیسای کاتولیک ازپیامبران الهی قابل تقدیراست وسخنان نخست وزیر بریتانیا حاکی ازبی ادبی ایشان بساحت انبیای الهی است اما بد نیست کمی بتاریخ نقب بزنیم تا از ریشه این جدال آگاه شویم. آیا کلیسای کاتولیک بیاد میاورد که دراروپا درهمین فرانسه کنونی چه گردنهای بیگناهانی با گیوتین بدلیل مخالفت با دین ودستگاه حاکمه کلیسا ازتن جداشد؟ یعنی همان کاری که الان بوکو حرام درآفریقا داعش درخاورمیانه والقاعده درشرق ایران میکند. آنروز که اقتدار دین مسیحیت دردستان کشیشان کاتولیک بود چنان بد عمل کردند تا موجب گردید کلیسای پروتستان در اعتراض به رفتار کاتولیکها ازآن جدا شده وراه دیگری برود ومردم اروپا بدلیل فشارهای کلیسا نه تنها بدین مسیح نگرویدند بلکه بخش عمده ای ازآنها راه بی دینی وبقیه بسوی سکولاریسم رفتنداینک دربریتانیا کلیسای پروتستان وسکولاریسم حاکم است واینست ریشه تاریخی جدال ایندو شخصیت!ولذا از این گذشته تاریخی علمای اسلامی وازجمله درکشورم باید درس بیاموزند علمای دینی اهل تسنن چه زود ثمره تلخ افکار خودرا در مناطق محل سکونت خود دریافت کردند اینک القاعده داعش بوکوحرام وده ها اژدهای دیگر مشغول بلعیدن اهل تسنن اند .واما درمورد پیروان اهلبیت نیز میتواند همین امر تکرارشود وقوع انقلاب اسلامی وتدوین قانون اساسی مدرن آن بهترین فرصت برای حوزه های علمیه و مسوولان کشور است تا اسلام ناب محمدی که حاوی آزادی بیان با حفظ حرمت پیامبران الهی است ورشد وتوسعه اسلام را براساس تجارب بشری با ایجاد جامعه ای نمونه به مردم جهان ارائه دهند .چرا که درتاریخ تکرار قانونی ثابت است وسرنوشت ملت ایران نیزدرگرو همین جریانات تاریخی است وبدانیم که افراط جامعه مارا بسوی تدین پیش نخواهد برد بلکه نتیجه آن بی دینی ویا سکولاریسم خواهد بود همانگونه که شاهد آن دراروپا وغرب هستیم پاپ فرانسیس: آزادی بیان به معنای توهین به ادیان نیست دفاع "دیویدکامرون" از توهین به ادیان ادامه مطلب →

  • behabady
    بلاگ
    behabady پست آزادی بیان چیست؟ را ایجاد کرده است

    آزادی بیان چیست؟

    نوشته شده در مجموعه حقوق بشر در 20th Jan, 2015

    بنام خدا رویداد پاریس اگرچه درنفس خود بدلیل عوامل پشت پرده فاقد ارزش است اما موجب گردید تا مباحثی مهم ازنو مطرح وبررسی شود ویکی ازآنها دفاع ازآزادی بیان است منظور ازبیان چیست؟ تا از آزادی آن دفاع کنیم. بیان یک مفهوم عام است که میتواند برهر اقدامی اطلاق گردد هنرها هریک بیان مقاصدی هستند اقدامات افراد خود نوعی بیان هستند مثلا یک هنرپیشه دربرابر دوربین عریان میشود ومیگوید این بیان من است وآزادم فلان شاعر هنرمند باذوق خود فردی را به تمسخر میکشد ومیگوید این بیان من است وآزادم .کشوری مانند آمریکا دارای سلاح اتمی است وکشور دیگری را بمباران میکند ودفاعش اینستکه این بیان من است وآزادم یعنی هر اقدامی خود نوعی بیان است ومراد ازآزادی یعنی آزادی هر اقدامی.در نتیجه نشریه فرانسوی میگوید کاریکاتور زبان من است وبیان من پس آزادم .آن جوان فرانسوی الجزایری تبار نیز میگوید سلاح زبان من است ومن آزادم .اگر قضیه آزادی بیان اینست پس دیگر ایرادی بر کاریکاتوریست وجوان تروریست نیست.چون هردو ازآزادی بیان خود بهره برده اند.اما خرد من وشما این معنی را میپذیرد؟ خیر مراد ازبیان گفتار ونوشتار است والبته دومی ترجیح دارد چرا که خداوند برقلم سوگند یاد کرده است وپیامبران او از گزند گناه درامرگفتار ونوشتار درامانندتا راهنمایان انسان باشند بنابراین اگر معنای بیان همان قلم وگفتارباشد بدون مرز باید آنرا پاس داشت چون پاسخ گفتار ونوشتار داده شدنی است وهرکه منطق واستدلالش قویتر باشد آن برنده است .اما نه هربیانی آزاد است هنر مند در هنرش ازخیال بهره میبرد همچون هنر کاریکاتور اگر با خیالات خود هنری راآفرید وبه حقوق دیگری لطمه زد چگونه میتوان پاسخ اوراداد؟ مثلا میتوانیم با یک کاریکاتور دیگری جواب بدهیم هرگز زیرا برخی زبانها پاسخ پذیر نیستند ودر کلام خداوند آمده است که دشنام دیگران را با دشنام پاسخ ندهید چون موجب گسترش گناه است وطرف مقابل راجری تر میکند .تنهاراه باید از اینگونه آزادی زبانها ممانعت شود لااقل درمورد پیامبران وامامان چنین اجازه ای داده نشود. این امر نه تنها محدودیت آزادی تلقی میشود بلکه کمال انسانیت رامیرساند تا آدمیان با پذیرش مسوولیت به نوشتار وگفتار روی آورند تا پاسخ لازم دریافت کنند. بامیدروزیکه فرهنگ نوشتاری وگفتاری آزاد درسراسرگیتی حاکم باشد. ادامه مطلب →

  • masoud.st پروفایل خودش را به روز رسانی کرد